جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

343

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

بخواهد ، رستگار شود و آن‌كس كه نخواهد ، راه وسيع شام ، در جلو او باز ! و معاويه هم در انتظار اوست كه به بخشش مشغول است و زياد هم مىبخشد ! در آن‌هنگام كه « سهل‌بن حنيف انصارى » فرماندار مدينه به او گزارش داد كه گروهى از مردم مدينه به معاويه پيوسته‌اند ، على به او چنين نوشت : « اما بعد ! به‌من خبر رسيد كه گروهى از مردمان تو به‌سوى معاويه رفته‌اند ! تو از اينكه شماره آنان از تعداد مردم سرزمين تو كاسته مىشود ، و از يارى آنان بىبهره مىشوى متأسف و اندوهگين مباش ، زيرا كه آنان اهل دنيا هستند ، روى به آن آورده‌اند و به‌سوى آن شتابانند ! و البته آنان عدل را شناختند و ديدند و شنيدند و درك كردند و دانستند كه مردم همه در پيش ما از نظر حق ، يكسان و برابرند و آنگاه به‌سوى ثروت و امتياز گريختند . بگذار كه دور شوند و نابود گردند . به‌خداوند سوگند ، آنان از ظلم و ستم فرار نكرده و به عدل و حق نپيوسته‌اند » ! گواه ديگر بر شناخت حق مردم در زمينهء آزادى وسيع ، از طرف على ، كيفيت رفتار او با خوارج است . او با كسى كه از آنها ، در نزد وى مىماند خوش‌رفتارى مىكرد و اگر كسى را مىشناخت كه قصد رفتن و جداشدن را دارد ، به‌زور نگاهش نمىداشت و اجازه هم نمىداد كه يكى از يارانش متعرض وى گردد . او سهم و بهره آنان را به اندازه ساير مردم ، از فيئى و غنيمت مىپرداخت و به آنها فرصت و امكان مىداد كه به هرجا كه مىخواهند بروند . زيرا آزادى ، در رفتار و روابط اصل اساسى است ، و مردم در گفتار و كردار ، در دوستى و دشمنى ، آزاد و مختارند ، مگر آنكه بر ديگران تجاوز كنند و در جامعه فساد و تباهى